ریشه اشتباهها و مشکلاتی که ما باهاش مواجه میشیم توی استدلالها و پاسخ افراد نیست. کار وقتی ایراد پیدا میکنه که یا نمیدونیم پرسش اصلی چیه و میریم سراغ پاسخ دادن یا اینکه پرسش اشتباهی میپرسیم! کار این کتاب اینه که کمک کنه تو حوزه استراتژی پرسشهای درست بپرسیم. هفت پرسش استراتژیک رویکردی ساده برای اجرای بهتر استراتژی

 

معرفی و خلاصه کتاب هفت پرسش استراتژیک

چیزی که در ادامه میخونید، بخشی از متن قسمت اول پادکست پاپیروس هست:

کتاب رو آقای رابرت سایمونز نوشته استاد هاروارد بیزنس اسکول و مشاور کسب و کار، در مجموع شش تا کتاب داره که یکی دیگه از کتاباش به نام اهرم های کنترل استراتژی هم به زبان فارسی ترجمه شده. ایشون توی مقدمه همین کتاب میگه از وقتی من استاد دانشگاهم مدهای مدیریتی زیادی اومدن و رفتن که هرکدوم میخواستن یه جوری به مسائل مدیریت کسب و کار پاسخ بدن ولی من به این نتیجه رسیدم که تنها رویکرد درستی که وجود داره اینه که پرسش درست رو بپرسیم.

پیتر دراکر میگه : “ریشه جدی ترین اشتباه ها در پاسخهای غلط نیست، خطرناکترین مساله پرسیدن پرسش های غلطه”، بگذریم. کتاب، کتاب ساده و روان و کوچکیه نسخه اصلی سال ۲۰۱۰ منتشر شده و آقای مسعود سلطانی به فارسی ترجمه کردند و انتشارات آریانا کتاب رو چاپ کرده و با توجه به قطع و اینکه حدود ۱۶۰ ۱۷۰ صفحه هست، خیلی راحت میتونید هر جایی که هستید شروع کنید کتاب رو بخونید.

لینک خرید کتاب از سایت آریانا قلم 

 

نویسنده میگه پرسش هایی که من اینجا مطرح کردم روی نحوه پیاده سازی استراتژی تمرکز دارند کاری نداره چه چیزی رو به عنوان استراتژی تدوین کردید کار این سوالها اینه که ببینه استراتژی شما ضعیف یا قویه. یعنی چی یعنی استراتژی داشتن یک کتابچه رنگی شیک تو قفسه مدیرا نیست، استراتژی اینه که جواب این سوالها رو همه ی اعضای شرکت بدونن. بنابراین شما میتونید این کتاب و پرسشهاش رو برای سنجش استراتژیتون به کار ببرید، هفت پرسش استراتژیک

 

بقیه اپیزودهای استراتژی

 

پرسش اول مشتری اصلی شما کیست؟
شما باید مشتری اصلیتون رو مشخص کنید، کتابها و روشها مختلف هر کدوم به طریقی رو این نکته پافشاری میکنن که مشتری اصلی خودتون رو مشخص کنید. بزرگترین حسن‌ این کار اینه که می تونید انرژی و منابع خودتون رو متمرکز کنید روی اون گروه مشتری اصلی.

ظاهر حرف به خصوص امروز خیلی سادست ولی اگر از نزدیک به کسب و کارها نگاه کنید بخش عمده ای از مسائل و مشکلاتشان از همین پرسش شروع میشه. چون بخش اصلی مشتری رو به صورت علنی انتخاب نمیکنن مجبور میشن برای جذب مشتری های مختلفی تلاش کنن، بنابراین منابعشون پخش میشه تو جاهای مختلف و در نهایت هیچ کدوم به اندازه کافی راضی نمیشن.

کتاب میگه شما باید کسی رو به عنوان مشتری اصلی تعیین کنید که سه تا مشخصه داشته باشه. یک با نگرش سازمان شما بخونه. دو با قابلیتهای شما همخوانی داشته باشه و سه سودده باشه. پس چی شد؟ اول اینکه با نگرش و تاریخچه و آداب و رسوم و ارزشهای شما همخوانی داشته باشه.

Seven Strategy Questions

پرسش دوم ارزشهای اساسی شما چگونه مشتری ها کارکنان و سهامداران را اولویت بندی میکند؟

اینجا انتخاب، انتخاب بین مشتری و سهامداره. اگر از قبل تعیین کرده باشی خیلی راحت میتونی تصمیمتو بگیری و عمل کنی. آقای جک ولش میگه ایده ارزش سهامدار ایده احمقانه ایه. ارزش سهامدار نتیجه است نه استراتژی. مهمترین ذی نفع کارمندا و مشتری ها و محصولات شمان.

آقای سایمونز میگه کار ندارم چه جوری اولویت بندی میکنین ولی اولویت بندی کنین. این تصمیم کلان رو اگر نگیرید باید بعدا ۲۰ تا تصمیم جزئی بگیرید و اون تصمیمات جزئی ممکنه هر کدوم به یه طرف بره. پس اولویت بندی کنید و حواستون هم باشه فقط اولویت بندی کنین اون یکی ذی نفع ها رو قرار نیست کنار بذارید، فقط میرن اولویت دوم و سوم.

 

اپیزود هفت پرسش استراتژیک در کست باکس

 

پرسش سوم کدام متغیرهای کلیدی عملکرد را رصد میکنید؟
چند تا متغیر کلیدی برای عملکردتون تعیین کنید. تارگت بذارید بعد شروع کنید به کار کردن و آخر دوره مقایسه کنید اونچه که بهش رسیدید رو با تارگتتون. حرف نویسنده اینه که متغیرهای کلیدی رو اندازه بگیرید و میگه ۷ تا متغییر تعداد خوبیه.

کتاب میگه برای تعیین شاخصهای کلیدی، تمرکز کنید بر شکست. یعنی چی یعنی ببینید کجا نمیخواید برید، چه چیزی نمیخواید باشید، دوس ندارین چی رخ بده؟ یه شاخص هایی بذارید اندازه بگیرید مراقب باشید اونوری نرید.

 

پرسش چهارم چه خطوط قرمز استراتژیکی را تعیین کرده اید؟
کتاب میگه دو راه برای کنترل افراد وجود داره، می تونید به کارمنداتون چه کارهایی بکنند و یا اینکه بهشون بگید چه کارهایی رو نباید انجام بدن. گفتن اینکه چه کارهایی رو انجام بدید این اطمینان رو میده که کارها همه چیز طبق برنامه انجام میشه و اون فرد این کارهایی که بهش گفتین رو انجام میده، ولی خب مساله اینه که هیچ کار دیگه ای هم انجام نمیده دیگه. این رویکرد برای راه اندازی نیروگاه هسته ای یا پرتاب موشک فضایی خوبه. در واقع با رویه های اجرایی استاندارد ریسک کار رو کاهش میدین. ولی اگه نوآوری و تفکر کارآفرینی برای استراتژی شما مهم باشه تعیین اینکه چه کارهایی بکنید خوب نیس. اونجا بهتره افراد خلاق و مستعد رو استخدام کنید. بهشون هدف و مشوق بدید و فقط بهشون بگید چه کارهایی نکنند.

اپیزود هفت پرسش استراتژیک در پادبین

 

ما در این اپیزود سه پرسش از هفت پرسش استراتژیک رو مفصل تر توضیح دادیم. سوالات بعدی عبارتند از:

پرسش پنجم چگونه تنش خلاق ایجاد میکنید؟

پرسش ششم چگونه کارمندان شما متعهد کمک به یکدیگر میشوند؟

پرسش هفتم چه عدم قطعیتهای استراتژیکی خواب را از شما گرفته است؟

پاپیروس خلاصه‌ی ساده‌ی کتابهای کسب و کار

پاپیروس پادکستیه که در هر قسمت خلاصه یک کتاب در حوزه کسب و کار رو به زبان ساده برای شما تعریف میکنیم. فصل اول پادکست اختصاص داره به کتابهایی در حوزه استراتژی

پاپیروس در شبکه های اجتماعی